مرتضى مطهرى
327
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
را به منزلهء روح اين قانون متغير قرار داده كه خود آن قانون ثابت اين قانون متغير را تغيير مىدهد نه ما ، تا بشود نسخ ؛ در واقع خود اسلام است كه آن را عوض مىكند . مثالى عرض مىكنم . اصلى در اسلام است كه مىگويد : طَلَبُ الْعِلْمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ « 1 » ، حال مىخواهد مُسْلِمَة دنبالش باشد يا نباشد ، چون اين « مسلم » معنايش مردِ مسلم نيست ؛ مسلم يعنى مسلمان « 2 » . در اينجا سؤالى طرح مىشود كه آن علمى كه بر هر مسلمان واجب است چيست ؟ . غزالى - كه متعلق به حدود نهصد سال پيش است - در كتاب احياء العلوم و ديگران هم [ اين سؤال را ] طرح كرده و گفتهاند نمىتوان اين را به علم خاصى محدود كرد . مطلب را اينجور بيان كردهاند - و درست هم بيان كردهاند - كه ما در اسلام دو نوع علم داريم : بعضى علمها هست كه نفس علم ، خودش مورد تكليف است ؛ يعنى چيزى است كه خودش را بايد دانست ، مثل علم به خدا و به اصطلاح « اعتقادات » كه خودش لازم است . چنين علمى خودش واجب است . ولى علمهايى هم داريم كه به اصطلاح فقها واجب تهيّؤى است ، تقريباً يعنى واجب مقدّمى است ؛ يعنى علم مقدمهء عمل است ، از آن جهت واجب است كه اگر مسلمانان بخواهند وظيفهشان را انجام بدهند ، بدون آن علم ممكن نيست . واجب است ، ولى نه واجب نفسى ذاتى ، بلكه واجب نفسى تهيّؤى ، براى آماده شدن . آنگاه [ غزالى ] اينجور مىگويد : ما يك سلسله واجبات داريم كه بدون تحصيل يك علم ، امكان انجامش نيست . مثلًا طبابت واجب كفايى است . اين از
--> ( 1 ) [ حديث نبوى ] ( 2 ) در زبان عربى صيغهء مؤنّث به زن اختصاص دارد و صيغهء مذكّر وقتى كه كنار صيغهء مؤنّث قرار بگيرد به مرد اختصاص پيدا مىكند و گرنه مفهومش اعمّ است . در خود قرآن اينجور است . مثلًا مىگويد : هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ ( زمر / 9 ) . اينجا « الَّذينَ » صيغهء مذكّر است ، ولى احدى نمىگويد « مردانى كه مىدانند » ، بلكه مىگويند « كسانى كه مىدانند » . [ يا مىفرمايد : ] أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ ( ص / 28 ) . در هيچ مورد كسى نمىگويد كه الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يعنى مردان مؤمن ، بلكه يعنى كسان مؤمن . فقها به طور كلى اينجور تعبيرات را هرگز به مرد اختصاص نمىدهند ، اين تعبيرات را براى اعمّ از زن و مرد مىدانند . « مسلم » يعنى جنس مسلمان . مثلًا پيغمبر فرمود : الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمونَ مِنْ يَدِهِ وَ لِسانِهِ مسلمان كسى است كه مسلمانان ديگر از دست و زبان او در امان و به سلامت باشند . ديگركسى نمىگويد مرد مسلمان چنين است و اين سخن شامل زن مسلمان نمىشود .